تبليغاتX
اسم ها،خط خوردگی ها و روزگار حرف های ... - بعد از دو سال
مسئولیت نوشته های هر پست , صرفا بر عهده ی نویسنده ی آن می باشد .

بعد از دو سال....

دلامون واسه هم تنگ شده...

نفس عمل قشنگه.اینکه بعد از دو سال ببینیم کجاییم؟

با تابستان 84 که دنیای دبیرستان رو با کلی خاطره(به خصوص از نوع خاطرات فرهنگ و ماجراهایش)ترک کردیم و وارد یه دنیای جدید به نام دانشگاه شدیم چه فرقی کردیم؟

قشنگه ببینیم هنوز هم به انتخاب های شهریور 84 پای بندیم؟هنوز هم با آرمانهامون انتخاب رشته هامون رو توجیه می کنیم؟

ببینیم دانشگاه از ما چه آدمی ساخته؟چقدر فرق کردیم یا اصلا چقدر فرق نکردیم؟؟؟

چقدر بزرگ شدیم و به همون میزان با چه مشکلات بزرگتری روبه رو شدیم؟

ما دانش آموزان ویژه ای بودیم.الآن چقدر دانشجوی ویژه ای هستیم؟(چی فکر می کردیم.چی شد؟)

الآن که رشتمون با همکلاسی مدرسه مون فرق داره چی می تونیم یادش بدیم؟اصلا چقدر بیشتر از اونی که هم رشتمون نیست می دونیم؟

فرق من ارتباطاتی(رسانه)با یه حقوق دان چیه؟جامعه شناسی و نظریه هاش از همکلاسی های من چی ساخته؟دانشجوی ادبیات ,توانایی شعر چقدر اکتسابیه؟ دو سال علوم سیاسی خوندن جواب این سوال رو میده:نظام سیاسی ایران چه نوع نظامی است؟آزادی گرا؟کمونیستی؟آمرانه؟......همکلاسی اقتصاددان من, نظام مالیاتی مستقیم بهتره یا نظام مالیاتی غیر مستقیم؟ علوم قرآنی و فقه چه دلیلی برای نصف بودن دییه ی زن یا حق چند همسری برای مردان دارند؟ فیلسوف آینده, منطق تولد انسانهای ناقص و بی گناه در هستی چیه؟چرا یه آدم تو زندگیش همش در حال سختی کشیدنه اون وقت یکی دیگه....اصلا چرا ما باید نقد این دنیا رو به نسیه ی آخرت ترجیح ندیم؟این دردیگر کی از روی رحمت باز می شه؟دوست روانشناس من, من دیگه بریدم.چی کار کنم؟

.......................

در کل به دور از همه ی این پرسشها امیدوارم حداقل پایه های لذت های مشترکمون از یادآوری خاطرات دنیای دور(دورتر و دورتر و...)دبیرستان حالا حالاها محکم بمونه و هر بار به تعداد نفرات در بوستان گفتگو و تعداد خوانندگان(یا حتی نویسندگان)وبلاگ اضافه بشه....

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 23:13  توسط آیدا حسینی فر  |