فروید می گوید چه جراتی پیدا می کند انسان وقتی اطمینان می یابد دوستش دارند......
من به این جرات, اشتیاق و انرژی رو هم اضافه می کنم.
حق دارند کسانی که گله مند باشند از عدم استقبال دوستان از این وبلاگ.در ابتدای امر فکر می کردم عدم عجین بودن بچه ها با فضای مجازی و دنیای وبلاگ موجبات این بی مهری رو فراهم کرده چرا که با استقبال نسبتا خوبی که از برنامه ی بوستان گفتگو به عمل اومدسبب شد شخصا تصمیم بگیرم بدبینی نسبت به قماش فرهنگ که فقط و فقط منظورم خودمان هستیم نه مدیر و معاون و دبیر منطق و قرآن{که محض اطلاع باید ذکر کنم که الان سمت امور تربیتی و پژوهشی را عهده دار هستند}را فراموش کنم ودر کنار دو دوست عزیز که یک تنه و به امید دوستی ها پیشگام زنده کردن تعلقات دیرینه شدند قدمی کوچک بردارم.اول از همه خودم را نقد می کنم.نمی دانم آیا واقعا ریسمان پیوند های بچه های فرهنگ اینقدر پوسیده که خود من هم با وجود دسترسی و کار فراوان با دنیای مجازی(صدقه سر رشته ی ارتباطات ووبلاگهای اجباری اساتید جای امتحان)با اینکه وبلاگ را همیشه می خواندم ولی نظری نمی دادم.چرا؟خودم هم نمی دانم.شاید احساسی نداشتم.....هیچ کدام از خاطراتی راکه بچه ها اشاره می کنند را به یاد نمی آورم.تازه من که هر هفته پنجشنبه ها به مدرسه می روم.سر کلاسهایی می روم که روزی خودم در آن دری می خواندم.بین نیمکتهایی راه می روم که سه سال بر رویشان نشستم. هنوز هم معذبم در دفتر معلم ها بشینم یا کارگران مدرسه جلویم چای بگذارند.من هنوزرفتار دانش آموزی را حفظ کرده ام ولی با ظاهر یک دانشجو.دانشجویی که احساس دانش آموزی را فراموش کرده.
امیدی بود به یادآوری این فضای فراموش شده که حساسترین سالهای عمرمان تا کنون را در بر گرفت(ریشه ی بسیاری افکار و رفتارهای امروزمان را در کنش ها و واکنش های آن روز ها می توان یافت)ولی انگار همکلاسی های قدیمی احساس ها را گم کردند و رقبتی هم به بازیابی ندارند.
دوستانی که وبلاگ را می خوانند برای آنان که نمی خوانند, بخوانند تا شاید مرحمتی شود.
پ.ن:"قماش فرهنگ"در لغتنامه ی ذهن من گروهی است از دانش آموزانی که در دبیرستان (های)فرهنگ درس خوانده واز ویژگی های آنان می توان به نبوغ ,استعداد, پشتکار در درس(معادل ادبی خر خوان)استقبال شدید در دم و لزوما بدون فکر(معادل جو گیر) اعتماد به نفس(شاید معادل غرور که در هر دو معنی اش برای رو کم کنی جماعت غیر انسانی بسیار لازم است) اهمیت به پیشرفت تحصیلی(معادل خود کشی برای نمره که هنوز هم در بعضی دانشگاه ها اثرات آن دیده می شود)اهتمام به ذکر خوبی هاوکتمان بدی هادر رو وذکر بدی هاوکتمان خوبی ها در پشت(انصافا روم نمی شه معادل این یکی رو بگم)تلاش پسندیده برای کسب فضائل(معادل رقابت در مواردی بر همین وزن از ریشه ی حسد)وکم حافظه گی در یادآوری دوستان(معادل بی وفایی)و.....
لازم به ذکر است که این لغتنامه کامل و بی نقص نبوده لذا در جهت تکمیل و یا اصلاح آن از تمامی شما عزیزان کمک می طلبم.